غزل شمارهٔ ۷۱۰ اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خیز و کار رفتنت را ساز ده
همرهان خویش را آواز ده
مرغ گل را در زمین پوشیدهدار
مرغ دل را در فلک پرواز ده
گر گمان داری ز معنیدان بپرس
ور کمان داری به تیر انداز ده
چون شوی واقف ز راز آن طرف
مژدهای در گوش اهل راز ده
ور بخواهی نیز کردن یاد ما
هم به یاد آن بت طناز ده
کس نپردازد سخن چون اوحدی
گوش با قول سخن پرداز ده
عشق را آغاز و انجامی نبود
ساقیا، این جامم از آغاز ده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار درباره دعوت به حرکت و تلاش برای رسیدن به هدفهاست. شاعر از همراهان خود میخواهد که با هم در مسیر شناخت و آگاهی گام بردارند و در عین حال قلب خود را آزاد بگذارند. او به اهمیت سوال کردن و دانایی اشاره میکند و تأکید میکند که عشق بیپایان است و همواره میتوان از آن بهرهمند شد. در نهایت، شاعر از ساقی میخواهد که جام را پرکند تا از عشق و زیباییها لذت ببرد.