نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۴۱ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بر گل از عنبر کمندی بسته‌ای

گرد ماه از مشک بندی بسته‌ای

از لب لعل و دهان تنگ، خوش

شکرش بگشوده، قندی بسته‌ای

از سر زلف پریشان هر نفس

دست و پای مستمندی بسته‌ای

هر دم از بهر شکار خاطری

زین شوخی بر سمندی بسته‌ای

بیدلانی کز تو می‌جستند کام

چند را کشتی و چندی بسته‌ای

میوهٔ وصلت به ما مشکل رسد

زانکه بر شاخ بلندی بسته‌ای

نیست عیبی گر بسوزانی مرا

که آتشی اندر سپندی بسته‌ای

اوحدی را کی پسندی بعد ازین؟

چون دل اندر ناپسندی بسته‌ای

تا تو بستی بار تبریز، ای پسر

بر دلم کوه سهندی بسته‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره می‌کند و از عناصر طبیعی مانند گل، ماه، و مشک برای توصیف او استفاده می‌کند. او با بیانی لطیف به احساسات عمیق خود پرداخته و نشان می‌دهد که عشقش چقدر قوی و درگیرکننده است. زیبایی معشوق به حدی است که شاعر احساس می‌کند برای رسیدن به او باید راه‌های دشواری را طی کند. در نهایت، او بر این باور است که اگرچه عشقش درد و رنج به همراه دارد، اما هیچ عیبی ندارد که برای این عشق بسوزد و جان بدهد.