نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۸۴ اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

خانهٔ تحقیق را ماه شبستان تویی

انفس و آفاق را میوهٔ بستان تویی

از ره صورت ترا آدم خاکیست نام

چونکه به معنی رسی صورت رحمان تویی

مهد سلیمان کشید باد به تاثیر مهر

مهد سلیمان بهل، مهر سلیمان تویی

داروی دردی که هست از در غیری مخواه

درد دل خویش را دارو و درمان تویی

در کرم‌آباد جود بر سر خوان وجود

اول نعمت تراست آخر مهمان تویی

آنکه سخن زاد ازو نی سخن آباد ازو

روی سخن در تو کرد زانکه سخندان تویی

دوش طلب گار دوست گشتم و گفت: اوحدی

کانچه طلب میکنی دور مرو، کان تویی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و وجود الهی می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که خانه و مرکز تمام تحقیق‌ها و جستجوها، خود معشوق است. او به زیبایی و عمق وجود معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که معشوق تجسمی از رحمت و محبت الهی است. همچنین بر این موضوع تأکید دارد که درد و مشکلات زندگی باید از خود معشوق حل شود و او درمان همه دردهاست. شاعر به کرم و بخشندگی معشوق نیز اشاره کرده و از او به عنوان منبع اصلی نعمت‌ها و سخن‌ها یاد می‌کند. در نهایت، دعوت به جستجوی عشق حقیقی درون خود می‌نماید و تأکید می‌کند که آنچه در پی آن هستیم، در واقع خود ما نیز هست.