بخش ۱۳ - در صفت خانقاه و مدرسه اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / جام جم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای در علم و خانهٔ دستور
چشم بد باد از آستان تو دور
رفته بر خط استوار عرشت
همدم خطهٔ بقا فرشت
کوه پیش درت کمر بسته
زیر بارت زمین جگر خسته
برده ابداعیان کن فیکون
چارحدت ز شش جهة بیرون
در حصار تو گنبد گردان
کو توال تو همت مردان
شد سعادت طلایه بر تبریز
تا فگندی تو سایه بر تبریز
از پی ضبط سفره و خوانت
تا مهیا شود سبک نانت
آسمان گشت و کوکبی انبوه
آسیابان بر آب بلیان کوه
مال تبریز خرج خوان تو نیست
بال سرخاب را توان تو نیست
هر که رخ در رخ سپاس نهد
در جهان اینچنین اساس نهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر تمجید و ستایش از علم و مقام یک شخصیت ناشناخته است. شاعر به قدرت و عظمت او اشاره میکند و میگوید که در پیشگاه او چشم بد دور است. او را به عنوان کسی توصیف میکند که بر خطی ثابت و استوار، همدل با فرشتگان بقا، قرار دارد. در نخستین بیتها، شاعری از زیباییهای طبیعت و قدرتها و منابع موجود در سرزمین تبریز و تاثیر آن بر زندگی مردم سخن میگوید. اشاره به سعادت و فراوانی در تبریز به دنبال وجود او در سایهاش است. در انتها، شاعر میگوید که هر کس از او سپاسگزار باشد، در دنیا سطحی از تاثیر را به وجود میآورد.