نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۳ - در ترتیب ظهور موالید ثلاثه اول در صفت معدن اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / جام جم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

جرم خورشید گرد پیکر خاک

مدتی چون بگشت با افلاک

آب و خاکش ز عکس تافته شد

تبش اندر دو گانه یافته شد

متصاعد شد از میان دو بخار

که دو روحند و در هوا طیار

روح خاکی کثیف بود و نژند

روح آبی لطیف و نیز بلند

روح آبی چو در مشیمهٔ کان

محتبس گشت ز اقتضای زمان

روش آفتاب تابش داد

حرکت کرد و اضطرابش داد

بر هوا رفت و آب شد، بچکید

بر زمین گرم گشت و پس بتپید

زان صعود و هبوط پیوسته

گشت اجزاش روشن و بسته

زمره‌ای روح مطلقش گفتند

فرقه‌ای دهن و زیبقش گفتند

روح خاکی چو پس دخانی بود

وندرو اندکی گرانی بود

به یکی معدن احتباسش کرد

جنبش خویش در حراسش کرد

تپشی دایم اندرو پیوست

راه بیرون شدش نبود، ببست

چون بسی روزگارش این شد ورد

در گوکان فتاد و شد گوگرد

قدما نفس نام کردندش

حکما احترام کردندش

ذکر این نفس و روح راز نهفت

شد به جسمی غبار معدن جفت

روح و نفس و بدن مهیا شد

کارگاهی ز خاک پیدا شد

نوبتی دیگر از حرارت کان

گرم گشت این سه جزو را ارکان

شد ز حر مقام و ضیق محل

عقد آن در رطوبت این حل

وین سه را در زمان پیوستن

گاه پیمان و دوستی بستن

وزن و قدر ار به اعتدال بود

تن مصفا و جان زلال بود

و گر آن آب چون حجر گردد

به مرور زمانه زر گردد

ور بود وزن زیبق افزون‌تر

نقره‌ای باشد و نگردد زر

ور ز مساوات و وزن این دو بخار

تیره باشد ز اختلاط غبار

نام جسمی چنین حدید بود

وین پس از مدتی مدید بود

ور ظلمت عدیم نور شدند

وز مساوات و وزن دور شدند

زان تمازج به مذهب هر مس

جسد قلع و سرب خیزد و مس

وآنچه ملح و شبوب و زاجاتند

هم ز تاثیر این مزاجاتند

هم چنین از دریچهای دگر

حال و حکم نتیجهای دگر

تا شد این خاک پر گهر گنجی

خلق نامبرده بر یکی رنجی

اصل و بنیاد این جواهر خاک

این دو روحند، با تو گفتم پاک

وین جمیع ار نفیس و گردونند

زادهٔ اختران گردونند

زین میان زر بود نتیجهٔ مهر

نقره فرزند ماه زیبا چهر

مس و آهن ز زهره و بهرام

بهره‌مندند و نور یاب مدام

قلع از مشتری و جیوه ز تیر

زحل اندر سرب کند تاثیر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این مصراع‌ها، شاعری به توصیف فرآیند ایجاد و تحول موجودات از خاک و آب بر اثر حرارت و نور خورشید می‌پردازد. ابتدا خورشید به عنوان منبع انرژی معرفی می‌شود که با تابش خود، آب و خاک را تحت تأثیر قرار می‌دهد و به آن‌ها روح و حیات می‌بخشد. این روح‌ها به دو دسته تقسیم می‌شوند: یکی روح خاکی و دیگری روح آبی. بعد از مدتی، این دو روح در یکدیگر ترکیب می‌شوند و نتیجه این ترکیب، ایجاد اجزای متنوعی از جمله فلزات و عناصر گوناگون است که از ویژگی‌ها و خواص خاک و آب نشأت می‌گیرد. در نهایت، اشاره می‌شود که همه این مواد ارزشمند و جواهرات از دل خاک به وجود آمده‌اند و با تأثیرات خورشید و دیگر سیارات شکل گرفته‌اند. به طور کلی، شعر به چرخه طبیعت و پدیده‌های طبیعی و تأثیر آن‌ها بر ایجاد گنجینه‌های زمین می‌پردازد و به ارتباط بین عناصر مختلف زندگی اشاره دارد.