بخش ۲۱ - در قسمت کتاب اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / جام جم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دوش کردم به خرمی عزمی
که بدین جام نو کنم بزمی
دل چو در خانه مست شد زین می
رخ به صحرا نهاد و من در پی
بنشستیم چون به دشت آمد
جام پر کرد و می به گشت آمد
بادهای بود سخت مرد انداز
شد حسابی ضرورت از آغاز
با که و کی؟چگونه؟ چند خورد؟
تا شود مست و ره به خانه برد
چو ز من دور گشت مستوری
برگرفتم علم به دستوری
قسمتی راست کردمش به سه دور
تا بهنوشندهبر نباشد جور
دور اول نشاط بخشد و نور
کند از دیده خواب غفلت دور
اندر آید سرت به گفت و بگوی
عالمی دیگرت نماید روی
دومین دور شیرگیر کند
در فنون هنر بصیر کند
راه یابی به آزمایشها
پرده بر خیزد از نمایشها
در سوم دور چون کنی نوشش
بنماند نهاد را پوشش
روح را قوت شباب دهد
سر آز و امل به خواب دهد
این سه دور ار به سر توانی برد
راه ازینجا بدر توانی برد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از تجربهای شیرین و شاداب صحبت میکند. او پس از دوش گرفتن با ارادهای خوش، به مینوشی مشغول میشود. دلش از این می شادمان میشود و به صحرا میآید. در دشت، با دوستانش دور هم جمع میشوند و به نوشیدن باده میپردازند. شاعر به بررسی اثرات میپردازد و میگوید که باده سه دور دارد: 1. دوره اول، سرور و نشاط میآورد و خواب غفلت را از چشم دور میکند. 2. دوره دوم، بصیرت و آگاهی به فرد میدهد و پردهها را کنار میزند. 3. دوره سوم، نیروی جوانی را به روح میدهد و آدم را از آرزوها و امیدهای غیرواقعی آسوده میسازد. شاعر به این نتیجه میرسد که اگر این سه مرحله را به درستی پشت سر بگذارد، میتواند راهی بهتر و روشنتر را در زندگی پیش بگیرد.