نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۳ - در خاصیت گوشه گرفتن اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / جام جم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خوبرویان چو رخ همی پوشند

عاشقان در طلب همی کوشند

یافت عنقا به عزلت و دوری

قاف تا قاف نام مستوری

هر که او عزلت اختیار نکرد

دست با دوست در کنار نکرد

خنک آنکس که او برید از خلق

دامن و روی در کشید از خلق

کار اگر با خدات خواهد بود

این تعلق بلات خواهد بود

طفل معنی به کام پرورده

نشود جز درین پس پرده

تا تو اندر میان انبوهی

روز و شب در عذاب و اندوهی

گرگ آزاد ریسمان در حلق

کیست؟ خلوت‌نشین دل با خلق

دل مخوان، ای پسر، که دول بود

آنکه در چاه خلق گول بود

ریسمانیست سست صورت جاه

تو به این ریسمان مرو در چاه

چون به خلوت روی مبر با خویش

فکر اسباب صورت، از کم و بیش

چون نبی دور شد ز بیع و شری

کنج خلوت گزید و غار حری

عزت غار بود و عزلت شهر

منتج عیش عمر و عشرت دهر

ماه یکشب که در برو بستند

مردم او را ز بامها جستند

خود ز عزلت زیان نبیند کس

کز خموشیست سود عزلت و بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره اهمیت عزلت و دوری از مردم در مسیر عشق و شناخت خداوند صحبت می‌کند. شاعر بیان می‌کند که کسانی که از خلق فاصله می‌گیرند و به عزلت می‌نشینند، می‌توانند به حقیقت و شناخت عمیق‌تری دست یابند. او به عاشقان توصیه می‌‌کند که برای یافتن معانی عمیق و حقیقت باید از تعلقات دنیوی و جمع‌های اجتماعی دوری کنند. شاعر به هشداری اشاره می‌کند که وقتی در میان مردم باشیم، همواره در عذاب و نگرانی خواهیم بود. او داستان نبی را نقل می‌کند که به دلیل دوری از معاملات و شلوغی‌ها، خلوت گزیده و به عزلت نائل آمده است. در نهایت، به این نتیجه می‌رسد که عزلت و سکوت می‌تواند منبع سود و خوشبختی باشد.