نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۳ - غزل اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای / منطق‌العشاق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

همان سنگین دل نامهربانم

که در شوخی به عالم داستانم

دل من مهر او جوید که خواهم

لبم احوال او گوید که دانم

اگر خواهم که جان به خشم توان زود

و گر خواهم که دل دزدم توانم

ترا با من چه کار؟ ار دل فریبم

ترا از من چه سود؟ ار مهربانم

دل و جان گر بمن بخشند شاید

که دل را چون تن و تن را چو جانم

مرا بد مهر می‌خوانی و اینم

مرا دلسوز می‌دانی و آنم

اگر جان می‌نهی در آستینم

و گر سر میزنی بر آستانم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به ارتباط خود با محبوبش و احساسات متضادش نسبت به او اشاره می‌کند. او از سنگینی دل محبوبش و عدم مهربانی‌اش سخن می‌گوید و در عین حال از عشق و وابستگی خود به او سخن به میان می‌آورد. شاعر می‌گوید که اگر بخواهد می‌تواند دل کسی را بدزدد یا جانش را به خشم بگیرد، اما به این فکر می‌کند که ارتباط و محبت با محبوبش چه سودی دارد. او در نهایت به این نکته می‌رسد که اگر دل و جانش را هم به محبوبش بدهد، شاید بتواند آنچه را که می‌خواهد به دست آورد. شعر بیانگر کشمکش‌های درونی شاعر بین عشق و ناامیدی است.