بخش ۵ - در مناجات اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / منطقالعشاق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ازین گفتن، خدایا، شرم دارم
و زان حضرت به غایت شرمسارم
ز فیض خود دلم پر نور گردان
زبانم را ز باطل دور گردان
ضمیرم را ز معنی بهره ور کن
خیال فاسد از طبعم بدر کن
مرا توفیق نیکو بندگی ده
دلم را زنده دار و زندگی ده
ز خود رایی تبه شد کار ما را
خداوندا، به خود مگذار ما را
گناه هر که در عالم بیامرز
و زان پس اوحدی را هم بیامرز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند شرمنده است و از او درخواست میکند که دلش را نورانی کند و زبانش را از گفتار نادرست دور نگهدارد. او میخواهد که ضمیرش معطر به معانی نیکو باشد و خیالات فاسد را از ذهنش دور کند. شاعر از خداوند خواسته که او را در راه بندگی صحیح یاری کند و روحش را زنده کند. او به خداوند متوسل میشود تا از خودرایی و خطاهایش نجات یابد و همچنین از خدا میخواهد که گناهان دیگران را نیز مورد بخشش قرار دهد.