بخش ۶ - آغاز ده نامه اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / منطقالعشاق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شنیدم کز هوسناکان جوانی
به ناگه فتنه شد بر دلستانی
رخش زرد و تنش باریک میشد
جهان بر چشم او تاریک میشد
شبی بیدار بود، از عشق نالان
پریشان گشته چون آشفته حالان
دلش را آتش سودا برآشفت
چو آتش تیزتر شد باد را گفت:
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و هوای یک جوان enamored (عاشق) میپردازد که به ناگاه دچار فتنه و آشفتگی میشود. او به خاطر عشق، حسرت و غم در دل دارد و حالش بر اثر اشتیاقی شدید خراب میشود. چهرهاش زرد و تنش باریک میشود و جهان برای او تیره و تار میگردد. در یک شب بیداری، نالان و پریشان، آتش عشق در دل او شعلهور میشود و او میخواهد که این شعله شدیدتر شود.