بخش ۷۳ - شنیدن عاشق سخن معشوق را اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / منطقالعشاق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو آمد نامهٔ معشوق چالاک
به عاشق، گفت آن مهجور غمناک
غنوده بخت شد بیدار ما را
مشرّف کرد خواهد یار ما را
طرب پیوند خواهد کرد با دل
روا گشت آنچه میجست از خدا دل
خنک دردی که درمانی پذیرد!
خوشا کاری که سامانی پذیرد!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، شاعر از رسیدن نامهای از معشوق سخن میگوید که به عاشق غمناک خبر خوشی میدهد. این نامه بخت عاشق را بیدار کرده و به او امیدی میبخشد. شاعر به شادی و عشق اشاره دارد و میگوید که دردی که درمانی دارد، خوشایند است و عملی که به سرانجام میرسد، نیز ارزشمند است.