بخش ۷۵ - حکایت اوحدی مراغهای
اوحدی مراغهای / منطقالعشاق / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
شنیدم حاجییی احرام بسته
چو در ریگ بیابان گشت خسته
بخود گفت: ار چه پر تشویش راهست
جمال کعبه نیکو عذر خواهست
اگر در خانه خود را قید سازی
کجا مرغ حرم را صید سازی؟
ز هجران گر چه داری صد شکایت
به روز وصل بگذار آن حکایت
به ماهی گر پدید آید گناهی
توان بخشید جرمش را به ماهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به سفر حاجی (مردی که به حج میرود) اشاره میکند که با وجود خستگی در بیابان، به زیبایی کعبه فکر میکند و میگوید اگر خود را در خانهاش محدود کند، چگونه میتواند روح خود را آزاد کند. او همچنین به این نکته میپردازد که اگرچه در زمانی جدایی و غم باشد، در روز وصال باید از آن غمها گذشت. در نهایت، شاعر به مفهوم عفو و بخشش نیز اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر در ماهی گناهی پیش آید، میتوان آن را نادیده گرفت.