نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۰ - کارگاه حریر پروین اعتصامی

پروین اعتصامی / مثنویات، تمثیلات و مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به کرم پیله شنیدم که طعنه زد حلزون

که کار کردن بیمزد، عمر باختن است

پی هلاک خود، ای بیخبر، چه میکوشی

هر آنچه ریشته‌ای، عاقبت ترا کفن است

بدست جهل، به بنیاد خویش تیشه زدن

دو چشم بستن و در چاه سرنگون شدن است

چو ما، برو در و دیوار خانه محکم کن

مگرد ایمن و فارغ، زمانه راهزن است

بگفت، قدر کسی را نکاست سعی و عمل

خیال پرورش تن، ز قدر کاستن است

بخدمت دگران دل چگونه خواهد داد

کسی که همچو تو، دائم بفکر خویشتن است

بدیگ حادثه، روزی گرم بجوشانند

شگفت نیست، که مرگ از قفای زیستن است

بروز مرگم، اگر پیله گور گشت و کفن

بوقت زندگیم، خوابگاه و پیرهن است

مرا بخیره نخوانند کرم ابریشم

بهر بساط که ابریشمی است، کار من است

ز جانفشانی و خون خوردن قبیلهٔ ماست

پرند و دیبهٔ گلرنگ، هر کرا بتن است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر داستان گفتگویی بین کرم پیله و حلزون را روایت می‌کند. حلزون به کرم طعنه می‌زند که کار و کوشش بی‌نتیجه است و در واقع زندگی بی‌معناست. او به کرم می‌گوید که تلاش بی‌فایده‌اش تنها به ضرر خود اوست و نمی‌داند که به چه سرنوشتی دچار می‌شود. شاعر معتقد است که آدمی باید به واقعیت زندگی توجه کند و از نشانه‌های آن غافل نشود. او به ارزش سعی و عمل، و همچنین به بی‌معنایی زندگی بدون خدمت به دیگران، اشاره می‌کند. در نهایت، شعر به مفهوم مرگ و زندگی و تأثیر کارهای فرد بر سرنوشتش می‌پردازد و تلاش می‌کند تا به خواننده یادآوری کند که کار و تلاش باید هدفمند و معنادار باشد.