نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۸ - کوه و کاه پروین اعتصامی

پروین اعتصامی / مثنویات، تمثیلات و مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

بچشم عجب، سوی کاه کرد کوه نگاه

بخنده گفت، که کار تو شد ز جهل، تباه

ز هر نسیم بلرزی، ز هر نفس بپری

همیشه، روی تو زرد است و روزگار، سیاه

مرا بچرخ برافراشت بردباری، سر

تو گه باوج سمائی و گاه در بن چاه

کسی بزرگ نگردد مگر ز کار بزرگ

گر از تو کار نیاید، زمانه را چه گناه

مرا نبرد ز جا هیچ دست زور، ولیک

ترا نه جای نشستن بود، نه ز خفتنگاه

مرا ز رسم و ره نیک خویش، قدر فزود

نه ای تو بیخبر، از هیچ رسم و راه آگاه

گهر ز کان دل من، برند گوهریان

پلنگ و شیر، بسوی من آورند پناه

نه باک سلسله دارم، نه بیم آفت سیل

نه سیر مهر زبونم کند، نه گردش ماه

بنزد اهل خرد، سستی و سبکساریست

در اوفتادن بیجا و جستن بیگاه

بگفت، رهزن گیتی ره تو هم بزند

مخند خیره، بافتادگان هر سر راه

مشو ز دولت ناپایدار خویش ایمن

سوی تو نیز کشد شبرو سپهر، سپاه

قویتری ز تو، روزی ز پا در افکندت

بیک دقیقه، ز من هیچتر شوی ناگاه

چه حاصل از هنر و فضل مردم خودبین

خوشم که هیچم و همچون تو نیستم خودخواه

گر از نسیم بترسم بخویش، ننگی نیست

شنیده‌ای که بلرزد به پیش باد، گیاه

تو، جاه خویش فزون کن باستواری و صبر

مرا که جز پر کاهی نیم، چه رتبت و جاه

خوش آن کسی که چو من، سر ز پا نمیداند

خوش آن تنی که نبردست ، بار کفش و کلاه

چه شاهباز توانا، چه ماکیان ضعیف

شوند جمله سرانجام، صید این روباه

بنای محکمهٔ روزگار، بر ستم است

قضا چو حکم نویسند، چه داوری، چه گواه

چه فرق، گر تو گرانسنگ و ما سبکساریم

چو تندباد حوادث وزد، چه کوه و چه کاه

کسی ز روی حقیقت بلند شد، پروین

که دست دیو هوی شد ز دامنش کوتاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی وضعیت انسان‌ها و تفاوت‌های آنان از نظر جاه و مقام می‌پردازد. او به شخصی که به خود فخر می‌فروشد، هشدار می‌دهد که زندگی پر از ناپایداری و خطر است. متوجه می‌شود که قدرت و مقام واقعی ناشی از کارهای بزرگ است و نه فقط از ظواهر. شاعر به صفات مثبت مثل بردباری و صبر اشاره می‌کند و می‌گوید که بهترین انسان‌ها کسانی هستند که خود را درگیر جاه و مقام نمی‌کنند و در عین حال می‌توانند به خوبی از تهدیدات زندگی فرار کنند. در نهایت، اهمیت حقیقت و دوری از خودخواهی را یادآور می‌شود و تأکید می‌کند که سرنوشت همه تحت تأثیر حوادث زمان است، بی‌توجه به مقام و رتبه‌ای که دارند.