نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ - گل پنهان پروین اعتصامی

پروین اعتصامی / مثنویات، تمثیلات و مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نهفت چهره گلی زیر برگ و بلبل گفت

مپوش روی، به روی تو شادمان شده‌ایم

مسوز ز آتش هجران، هزار دستان را

بکوی عشق تو عمری‌ست داستان شده‌ایم

جواب داد، کازین گوشه‌گیری و پرهیز

عجب مدار، که از چشم بد نهان شده‌ایم

ز دستبرد حوادث، وجود ایمن نیست

نشسته‌ایم و بر این گنج، پاسبان شده‌ایم

تو گریه می‌کنی و خنده میکند گلزار

ازین گریستن و خنده، بد گمان شده‌ایم

مجال بستن عهدی بما نداد سپهر

سحر، شکفته و هنگام شب خزان شده‌ایم

مباش فتنهٔ زیبائی و لطافت ما

چرا که نامزد باد مهرگان شده‌ایم

نسیم صبحگهی، تا نقاب ما بدرید

برای شکوه ز گیتی، همه دهان شده‌ایم

بکاست آنکه سبکسار شد، ز قیمت خویش

ازین معامله ترسیده و گران شده‌ایم

دو روزه بود، هوسرانی نظربازان

همین بس است، که منظور باغبان شده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد و رنج ناشی از جدایی می‌پردازد. او به گل و بلبل اشاره می‌کند و می‌گوید که رغم درد فراق، همچنان به عشق می‌پردازند. او در پاسخ به ذهنیات خود و عاشقان، بیان می‌کند که در کنج عزلت و پرهیز از توجه دیگران، غم و شادمانی را تجربه کرده‌اند. همچنین، شاعر به ناپایداری زندگی و تغییرات حوادث اشاره می‌کند و می‌گوید که با وجود غم، طبیعت و گلزار همچنان به شاد بودن ادامه می‌دهند. در نهایت، شاعر به زیبایی و لطافت عشق اشاره می‌کند و از ترس ناپایداری و فراموشی می‌گوید. به نوعی، این شعر بازتاب‌دهنده پیوند عمیق بین عشق و درد، و هم‌چنین زیبایی‌های طبیعی در مواجهه با جدایی است.