نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۲ - گل و خاک پروین اعتصامی

پروین اعتصامی / مثنویات، تمثیلات و مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

صبحدم، تازه گلی خودبین گفت

کاز چه خاک سیهم در پهلوست

خاک خندید که منظوری هست

خیره با هم ننشستیم، ای دوست

مقصد این ره ناپیدا را

ز کسی پرس که پیدایش ازوست

همه از دولت خاک سیه است

که چمن خرم و گلشن خوشبوست

همه طفلان دبستان منند

هر گل و سبزه که اندر لب جوست

پوستین بودمت ایام شتا

چو شدی مغز، رها کردی پوست

جز تواضع نبود رسم و رهم

گرچه گلزار ز من چون مینوست

نکنم پیروی عجب و هوی

زانکه افتادگیم خصلت و خوست

تو، بدلجوئی خود مغروری

نشنیدی که فلک، عربده‌جوست

من اگر تیره و گر ناچیزم

هر چه را خواجه پسندد، نیکوست

گل بی خاک نخواهد روئید

خاک، هر سوی بُوَد، گل زانسوست

خِلقت از بهر تنی تنها نیست

چشم گر چشم شد، اَبرو اَبروست

همگی خاک شویم آخرِ کار

همچو آن خاک که در برزن و کوست

برگِ گل یا بَرِ گلرخساری است

خاک و خِشتی که بِه بُرج و باروست

تکیه بر دوستی دهر، مکن

که گهی دوست، دگَر گاه عدوست

مشو ایمن که گل صد برگم

که تو صد برگی و گیتی صد روست

گرچه گرد است بدیدن گردو

نه هر آن گرد که دیدی، گردوست

گوی چوگان فلک شد سرِ ما

زانکه چوگان فلک، اینش گوست

همه، ناگاه گلوگیر شوند

همه را، لقمهٔ گیتی به گلوست

کشتی بحر قضا، تسلیم است

اندرین بحر، نه کشتی، نه کروست

کوش تا جامهٔ فرصت ندری

درزی دهر، نه آگه ز رفوست

تا تو آبی به تکلف بخوری

نه سبوئی و نه آبی به سبوست

غافل از خویش مشو، یک سر موی

عمر، آویخته از یک سر موست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حقیقت زندگی و طبیعت انسان‌هاست. شاعر با استفاده از تصویر گل و خاک و دیگر نمادها، به ناپایداری و ویرانی دنیا اشاره می‌کند. او تاکید می‌کند که ما همه از خاکیم و در نهایت به آن بازمی‌گردیم، بنابراین نباید به خودبینی و غرور دچار شویم. دوستی و محبت در زندگی مهم است، اما باید بدانیم که برخی دوستی‌ها می‌توانند به دشمنی تبدیل شوند. در نهایت، شاعر به عدم اطمینان از دنیا و گذر زمان اشاره می‌کند و به ما یادآوری می‌کند که عمر ما در دست خودمان نیست و باید از هر لحظه به خوبی بهره ببریم.