نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹ - چند پند پروین اعتصامی

پروین اعتصامی / مثنویات، تمثیلات و مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کسی که بر سر نرد جهان قمار نکرد

سیاه روزی و بدنامی اختیار نکرد

خوش آنکه از گل مسموم باغ دهر رمید

برفق گر نظری کرد، جز به خار نکرد

به تیه فقر، ازان روی گشت دل حیران

که هیچگه شتر آز را مهار نکرد

نداشت دیدهٔ تحقیق، مردمی کاز دور

بدید خیمهٔ اهریمن و فرار نکرد

شکار کرده بسی در دل شب، این صیاد

مگو که روز گذشت و مرا شکار نکرد

سپهر پیر بسی رشتهٔ محبت و انس

گرفت و بست بهم، لیک استوار نکرد

مشو چو وقت، که یک لحظه پایدار نماند

مشو چو دهر، که یک عهد پایدار نکرد

برو ز مورچه آموز بردباری و سعی

که کار کرد و شکایت ز روزگار نکرد

غبار گشت ز باد غرور، خرمن دل

چنین معامله را باد با غبار نکرد

سفینه‌ای که در آن فتنه بود کشتیبان

برفت روز و شب و ره سوی کنار نکرد

مباف جامهٔ روی و ریا، که جز ابلیس

کس این دو رشتهٔ پوسیده پود و تار نکرد

کسی ز طعنهٔ پیکان روزگار رهید

که گاه حملهٔ او، سستی آشکار نکرد

طبیب دهر، بسی دردمند داشت ولیک

طبیب وار سوی هیچ یک گذار نکرد

چرا وجود منزه به تیرگی پیوست

چرا محافظت پنبه از شرار نکرد

ز خواب جهل، بس امسالها که پار شدند

خوش آنکه بیهده، امسال خویش پار نکرد

روا مدار پس از مدت تو گفته شود

که دیر ماند فلانی و هیچ کار نکرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی وضعیت انسان‌ها در برابر تقدیر و مشکلات زندگی می‌پردازد. شاعر می‌گوید که کسی که در زندگی ریسک نکرده و قمار نداشته، دچار نامیدی و بدنامی نشده است. بهترین فرد کسی است که از زشتی‌ها و خطرات دوری کند. شاعر به فقر، مشکلات و غفلت مردم اشاره می‌کند و می‌گوید که کسی که در زندگی با صبر و تلاش کار کند، در برابر دشواری‌ها تسلیم نمی‌شود. او هشدار می‌دهد که زندگی کوتاه و ناپایدار است و نباید به ظاهر و ریا اهمیت داد. در نهایت، شاعر تأکید می‌کند که همواره باید تلاش کنیم و به آینده امیدوار باشیم، زیرا زندگی فرصتی برای عمل و رشد است.