نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲ - دو همراز پروین اعتصامی

پروین اعتصامی / مثنویات، تمثیلات و مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

در آبگیر، سحرگاه بط به ماهی گفت

که روز گشت و شنا کردن و جهیدن نیست

بساط حلقه و دامست یکسر این صحرا

چنین بساط، دگر جای آرمیدن نیست

ترا همیشه ازین نکته با خبر کردم

ولیک، گوش ترا طاقت شنیدن نیست

هزار مرتبه گفتم که خانهٔ صیاد

مکان ایمنی و خانه برگزیدن نیست

من از میان بروم، چون خطر شود نزدیک

تو چون کنی، که ترا قدرت پریدن نیست

هزار چشمهٔ روشن، هزار برکهٔ پاک

بهای یک رگ و یکقطره خون چکیدن نیست

بگفت منزل مقصود آنچنان دور است

که فکر کوته ما را بدان رسیدن نیست

هزار رشته، برین کارگاه می‌پیچند

ولی چه سود، که هر دیده بهر دیدن نیست

ز خرمن فلک، ایدوست خوشه‌ای نبری

که غنچه و گل این باغ، بهر چیدن نیست

اگر ز آب گریزی، بخشکیت بزنند

ازین حصار، کسی را ره رهیدن نیست

به پرتگاه قضا، مرکب هوی و هوس

سبک مران که مجال عنان کشیدن نیست

بپای گلبن زیبای هستی، این همه خار

برای چیست، اگر از پی خلیدن نیست

چنان نهفته و آهسته می‌نهند این دام

که هیچ فرصت ترسیدن و رمیدن نیست

سموم فتنه، چو باد سحرگهی نسوزد

بجز نشان خرابی، در آن وزیدن نیست

چو من بخاک تپیدم، تو سوختی بشرار

دگر حدیث شنا کردن و چمیدن نیست

براه گرگ حوادث، شبان بخواب رود

چو خفت، گله چه داند گه چریدن نیست

برید و دوخت قبای من و تو درزی چرخ

ز هم شکافتن و طرح نو بریدن نیست

متاع حادثه، روزی بقهر بفروشند

چه غم خورند که ما را سر خریدن نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، یک بَط (پرنده‌ای آبی) به ماهی هشدار می‌دهد که وقت شنا کردن و بازی کردن نیست، زیرا خطرات و دام‌های زیادی در اطراف وجود دارد. او می‌گوید که بارها به ماهی گفته است که مکان‌های امن وجود ندارد و اگر خطر نزدیکی بیاید، ماهی نمی‌تواند فرار کند. بَط به این نکته اشاره می‌کند که متاسفانه از حقایق پیش‌رو آگاهی مورد نیاز را نداریم و تلاش‌های ما برای رسیدن به هدف‌هایمان غالباً بی‌نتیجه است. در نهایت، بَط به حسرت و ناامیدی از ناتوانی در تغییر سرنوشت و شرایط موجود می‌پردازد و می‌افزاید که در دنیای پر از مخاطره، امیدی برای بهبود اوضاع نیست.