شمارهٔ ۱۲۰ امیر پازواری
مه حاصله ته غمْ خردن و اندوتن
نه پیشوئه مه غَمْ به سَرِ غمْ دُوتنْ
ته مهرهورزی رهْ به شه جانْ آموتن
و یا که شه تن وُ سَرْ ره با جانْ سوتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
بهرهام از زندگی، غم تو خوردن و اندوه تو اندوختن است / ولی پیشهی تو، غم بر روی غمم دوختن است (پیشهام) مهرورزی تو را به جان آموختن است / و یا اینکه تن و سر و جان سوختن است حاصلم، درد تو اندوختن است پیشهات، غم به غمم دوختن است کار من، مهر تو آموختن است یا که جان و سر و تن سوختن است