شمارهٔ ۱۲۸ امیر پازواری
تهْ صَیدی وُ مِجِمه وَلٰا وَلٰا منْ
خُونِ جیگرْ رهْ خرْمهْ کلا کلا منْ
خُونْ وٰارْنهْ چشْ، نَویمهْ الٰا الٰا منْ
تنی غرْصهْ مجمه دلا دلا من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
تو نخجیر منی و من دورادور برای شکار (کردن) تو میگردم (= تو صیدی و من خمیده و لنگان گام بر میدارم) / خون جگرم را کوزه کوزه میخورم از چشم من اشک خونین میبارد، باز است ولی نمیبینم / برای غم دوری تو دولادولا راه میروم