شمارهٔ ۱۳۳ امیر پازواری
یگرنگِه دوستِ مهرورزی گریه میبو
یارکه د زبونه بهل که ایی بو
امیر گنه: مه جان اون کس فدی بو
ونه «نا» به نابوئه، «آری» آری بو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
دوست یکرنگ است، اگر با من مهرورزی کند / یار که دوزبانه شد، بگذار به حال خود (باز هم) باشد امیر میگوید: جان من فدای کسی باشد / که «نه»ی او «نه» و «آری»اش «آری» باشد