شمارهٔ ۱۵۶ امیر پازواری
اَنِّه دارِ واش هِدامِه شِه گیلا رِه
دارِ چِل و چو، بَوِرْدِهْ مِهْ قِوا رِهْ
اِسا بُورْدِهْ شیر دَکِفِه مِه پِلا رِه
خَوِرْ بِمُو: وِرگ بَزو تِه گیلا رِه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
آنقدر دارواش (علف درخت) به گیلایم دادم / که چوب و شاخههای درخت، قبایم را پاره کرد حالاکه رفت غذایم به شیر آمیخته شود / خبر آمد که گرگ گیلایت را دریده است چه زحمتها کشیدم روز و شبها که دارهواش چیدم بهر گیلا ز شاخ و چوب آن دار و درختان قبا و البسه گردید خلقان رسید آنکه که گیلایم دهد شیر کزان سازم غذایی و خورم سیر خبر آمد که گرگ صید دیده رسید و سخت گیلایت دریده