شمارهٔ ۲ امیر پازواری
سَرْ زَرّینْ کِلٰا دٰارْنِهْ مِهْ سُورِهْ بٰالٰا
اُونْ زَرّین کَلٰا مَخْمِلْ هِنْدی بِرٰازٰا
تِنِهْ هَرْوَرِ زِلْفْ رِهْ کِهْ وٰاوَری وٰا
نازِکْ گِلِهْ دیمْ، جٰانْهٰا تِنِهْ فِدٰابٰا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سرو بالای من کلاه زرّین (تاج) بر سر دارد که با چنین کلاهی بایستی پیراهنی از مخمل هندی به بر کرد. ای ظریف چهره گلآسای من! هر بار که باد بر زلف افسونگر تو بوزد مرا مجذوب و مسحور میسازد، ای جانم فدای تو باد!