شمارهٔ ۲۲۴ امیر پازواری
کَرهْ سنگهْ دَشتْ، چشمه دَرْ بیمُو لارهْ
مه دوستْ بَخرهْ، دیم بَکّنهْ انارهْ
هر کس که منه دوسِّ تما (طما) ره داره
یک تیرْ بَخرهْ، شصت و چهار سر داره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در دشت کرهسنگ چشمهی گوارا (خنک) لار فوران کرد / دوستم از آن بنوشد و چهرهاش چون انار سرخ شود [آرزو میکنم] هر کس نسبت به تو چشم طمع داشته باشد / تیری شصت و چهار شعبه بدو بخورد