نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۵ امیر پازواری

امیر پازواری / چهاربیتی‌ها

امیر گنه: مه یارْ مُحکَمْ بی قصوره

خودْ حوره، ونه منزلْ وجا به نُوره

امرو بنواختْ بیمه، شه ماهِ نوره

عاج دیمِ سَرْ هشْنّیهْ شه موره

منْ بهشْتمهْ شه خور و مونگ نوره

شه آیینه روره، دْ چشمُونِ سوره

کَسْ ونهْ که مه پیغومْ بَوُوئه، اوره

«منْ نقره دَکرْدْ دارمهْ، ته یاسهْ، موره»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

امیر می‌گوید: یار من، سخت دارای بی‌کم و کاستی است / خودش خوروش و جا و مکانش نورانی است امروز ماه نو خود را نوازش دادم / که بر روی چهره‌ی عاج‌گون خود موها را فروهشته بود من آن خورشیدروی ماه نو را جا گذاشتم / آن آیینه‌روی و نور دو چشمانم را کسی باید که پیام مرا به او برساند و بگوید که: / «من موی خود را برای تو چون نقره سپید کرده‌ام»