نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ امیر پازواری

امیر پازواری / هفت‌بیتی‌ها

عجب خشه که طالع کسی‌ره یاره

هزار وله کار کنّه، دنی ورْ خاره

بی‌عیب به دنی خونن یکی خداره

مره ذرّه عیب، این‌که، دنی‌ره یاره

نازنین دوست دل، لنگرمه اختیاره

زمین بیته لنگر، به یک‌جا قراره

دوستِ دلِ سَرْ، مه دکون عطّاره

بعضی چیزها که وینه، اونجه در کاره

دوستِ مجشگاه، هر صواح رو کناره

معجر بکته، سیم و زر پاک دیاره

مه چش هر شو دریوئه، یک‌جا قراره

نی نی به گردابْ، شیرین بئیته جاره

ونه هکردن فکر نهم سماره

عجب بیستون بساته این سماره

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

چه شگفت‌انگیز و نیکوست که بخت یار کسی باشد / اگر هزار کج‌روی کند، دنیا برایش نیکو خواهد بود بی‌عیب در دنیا خدای یک‌تا را همی خوانند / ذره‌ای از عیب از دید من این است که انسان دنیاخواه باشد دل دوست نازنین، لنگرگاه اختیار من است / زمین که لنگر انداخته، در یک‌جا استوار مانده است سر دل (سینه‌ی) دوستم دکّان عطاری من است / برخی از چیزها که لازم دارم، در آن‌جا موجود است گردش‌گاه دوست من، هر بامداد در کنار رود است / روسریش فروافتاده، سیم و زرش هویداست چشم من هر شب دریا و اشک‌بار و یک‌جا در انتظار است / مردمک به گرداب، نیکو جای گزیده است باید آسمان نهم را اندیشه کرد / شگفتا که این آسمان را (خداوند) چگونه بدون پایه (ستون) ساخته است؟!