شمارهٔ ۳ امیر پازواری
امیر پازواری / ده و بیشتر از دهبیتیها
تخمِ زاهدی اندی که کاشْتِمِهْ یارون!
به وختِ دِروُ، خوشه نداشْتِمِهْ یارون!
جایِ یک من رِهْ، سی مِنْ دکاشْتِمِهْ یارون!
جایِ سی منْرِهْ یک منْ نداشْتِمِهْ یارون!
سی ساله که ته عشقْرِهْ بکاشْتِمِهْ یارون!
تو آتشینْ خوره، خُوشِهْ داشْتِمِهْ یارون!
یکی نیمه جانی که تَنْ داشْتِمِهْ یارون!
ته عشقِ نثارْبی، این فَنْ داشْتِمِهْ یارون!
ابراهیم صفتْ تَشْ به کَشْ داشْتِمِهْ یارون!
نَسُوتِهْ مِرهْ بَسْکِهْ خِشْ داشْتِمِهْ یارون!
تخم زاهدی سی خرمن داشْتِمِهْ یارون!
به جای یک من، سی من دکاشْتِمِهْ یارون!
به زهد و تقویٰ اندی که داشْتِمِهْ یارون!
ته عشقِ قِمارْبی، این فَنّْ داشْتِمِهْ یارون!
آشوبه دلا! شوجه رَمْ داشْتِمِهْ یارون!
کو تِرْمِهْ، عشقِ دونه چَمْ داشْتِمِهْ یارون!
آزردۀ دِل وُ دیده نَمْ داشْتِمِهْ یارون!
با منْ نخندینْ، بِرْمِهْ چَمْ داشْتِمِهْ یارون!
ابراهیم صفتْ تَشْ به کَشْ داشْتِمِهْ یارون!
نَسُوتِهْ مِرِهْ بَسْکِهْ خِشْ داشْتِمِهْ یارون!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
آنهمه تخم زاهدی که کاشتمای یاران! / به هنگام درو، خوشهای نداشتمای یاران! به جای یک من، سی من کاشتم،ای یاران! / و بهجای سی من، یک من برنداشتم،ای یاران! سالهاست که بذر عشق تو را در دل کاشتم،ای یاران! / خوی آتشین تو را خوش میداشتم،ای یاران! نیمهجانی که در بدن داشتم،ای یاران! / نثار عشق تو شد، این هنر و شگرد را داشتم،ای یاران! ابراهیمآسا آتش عشق به بر داشتم،ای یاران! / مرا نمیسوزانید بس که آتش عشق را دوست داشتمای یاران! از تخم زاهدی، سی خرمن داشتم،ای یاران! / به جای یک من، سی من کاشتم،ای یاران! آنهمه زهد و پرهیزگاری که داشتم،ای یاران! / تنها برای قمار عشق تو بود، این هنر و شیوه را داشتم،ای یاران! ای دلآشوب! از ناراحتی شب میرمیدم،ای یاران! / کبوترم، به چیدن دانهی عشق خوی داشتم،ای یاران! دل آزرده و دیده نمناک داشتم،ای یاران! / به من نخندید، زیرا به گریه عادت داشتم،ای یاران! مانند ابراهیم، آتش در جوار خود داشتم! / ولی نسوختم چون به آن خو گرفته بودم!