تلخکامی رهی معیری
رهی معیری / ابیات پراکنده / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا
آسمان با اشک غم آمیخت لبخند مرا
در هوای دوستداران دشمن خویشم رهی
در همه عالم نخواهی یافت مانند مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از درد و حسرتی که دارد سخن میگوید و این حسرت جان او را میسوزاند. او احساس میکند که آسمان نیز از غم او اشک میریزد و لبخندش با این غم آمیخته شده است. در فضای عشق و دوستی به ویژه برای دوستانش، به نوعی دشمنی و تنهایی مبتلا شده و در نهایت اشاره میکند که هیچکس در دنیا به شیوۀ او احساس نمیکند.