چشمهٔ نور رهی معیری
رهی معیری / غزلها - جلد اول / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرچند که در کوی تو مسکین و فقیریم
رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم
خاریم و طربناکتر از باد بهاریم
خاکیم و دلآویزتر از بوی عبیریم
از نعره مستانه ما چرخ پر آواست
جوشنده چو بحریم و خروشنده چو شیریم
از ساغر خونین شفق باده ننوشیم
وز سفره رنگین فلک لقمه نگیریم
بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند
آیینه صبحیم و غباری نپذیریم
ما چشمه نوریم بتابیم و بخندیم
ما زنده عشقیم نمردیم و نمیریم
همصحبت ما باش که چون اشک سحرگاه
روشندل و صاحباثر و پاکضمیریم
از شوق تو بیتابتر از باد صباییم
بیروی تو خاموشتر از مرغ اسیریم
آن کیست که مدهوش غزلهای رهی نیست ؟
جز حاسد مسکین که بر او خرده نگیریم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساساتی عمیق و عاشقانه نسبت به معشوق پرداخته است. شاعر از زندگی در فقر و محدودیت صحبت میکند، اما با وجود این، خود را پر از عشق و شور و نشاط میداند. او به زیباییهای طبیعی و روحانی اشاره میکند و میگوید که بدون عشق و سیمای معشوق، زندگی خاموش و بیروح است. همچنین، شاعر به حسادت دیگران اشاره میکند و این نوع احساسات را نادیده میگیرد. در نهایت، او بر زنده بودن عشق و شعف درونیاش تأکید میکند و دعوتمان میکند که در کنار او باشیم.