نیلوفر رهی معیری
رهی معیری / غزلها - جلد اول / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پیچیدهام
شاخه تاکم به گرد خویشتن پیچیدهام
گرچه خاموشم ولی آهم به گردون میرود
دود شمع کشتهام در انجمن پیچیدهام
میدهم مستی به دلها گرچه مستورم ز چشم
بوی آغوش بهارم در چمن پیچیدهام
جای دل در سینهی صد پاره دارم آتشی
شعله را چون گل درون پیرهن پیچیدهام
نازکاندامی بود امشب در آغوشم رهی
همچو نیلوفر به شاخ نسترن پیچیدهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر احساسات و عواطف خود را با تصاویری زیبا و دلنشین بیان میکند. او به مفهوم عشق و زیبایی اشاره میکند و خود را به صورت گل و شاخ و برگ توصیف میکند که در طبیعت پیچیده است. با وجود خاموشیاش، صدای آه و احساساتش به آسمان میرسد. او خود را به عنوان منشأ شوق و عشق معرفی میکند، حتی اگر به نظر نرسد. در نهایت، شاعر از تجلی زیبایی و لطافت در وجود محبوبش سخن میگوید که به مانند نیلوفر در شاخ نسترن پیچیده است.