نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

ساز سخن رهی معیری

رهی معیری / غزلها - جلد سوم / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آب بقا کجا و لب نوش او کجا؟

آتش کجا و گرمی آغوش او کجا؟

سیمین و تابناک بود روی مه ولی

سیمینه مه کجا و بناگوش او کجا؟

دارد لبی که مستی جاوید می‌دهد

مینای می کجا و لب نوش او کجا؟

خفتم به یاد یار در آغوش گل ولی

آغوش گل کجا و بر و دوش او کجا؟

بی‌سوز عشق ساز سخن چون کند رهی؟

بانگ طرب کجا لب خاموش او کجا؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در شعر، شاعر به مقایسه زیبایی‌ها و لذت‌های مختلف با محبوب خود می‌پردازد. او به این نکته اشاره می‌کند که نه تنها آب و آتش و می، بلکه حتی زیبایی‌های طبیعت هم نمی‌توانند جایگزین محبت و زیبایی محبوبش شوند. شاعر با ذکر ویژگی‌های محبوبش، نشان می‌دهد که هیچ چیزی به اندازه‌ی عشق و نزدیکی به او حائز اهمیت نیست و همه‌ی لذت‌های دیگر در مقایسه با او رنگ می‌بازند.