نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

گنجینهٔ دل رهی معیری

رهی معیری / منظومه‌ها / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

چشم فروبسته اگر وا کنی

در تو بود هرچه تمنا کنی

عافیت از غیر نصیب تو نیست

غیر تو ای خسته طبیب تو نیست

از تو بود راحت بیمار تو

نیست به غیر از تو پرستار تو

همدم خود شو که حبیب خودی

چارهٔ خود کن که طبیب خودی

غیر که غافل ز دل زار توست

بی‌خبر از مصلحت کار توست

بر حذر از مصلحت‌اندیش باش

مصلحت‌اندیش دل خویش باش

چشم بصیرت نگشایی چرا؟

بی‌خبر از خویش چرایی؟ چرا؟

صید که درمانده ز هرسو شده‌ست

غفلت او دام ره او شده‌ست

تا ره غفلت سپرد پای تو

دام بود جای تو ای وای تو

خواجهٔ مقبل که ز خود غافلی

خواجه نه‌ای بندهٔ نامقبلی

از ره غفلت به گدایی رسی

ور به خود آیی به خدایی رسی

پیر تهی کیسهٔ بی‌خانه‌ای

داشت مکان در دل ویرانه‌ای

روز به دریوزگی از بخت شوم

شام به ویرانه درون همچو بوم

گنج زری بود در آن خاکدان

چون پری از دیدهٔ مردم نهان

پای گدا بر سر آن گنج بود

لیک ز غفلت به غم و رنج بود

گنج‌صفت خانه به ویرانه داشت

غافل از آن گنج که در خانه داشت

عاقبت از فاقه و اندوه و رنج

مرد گدا مرد و نهان ماند گنج

ای شده نالان ز غم و رنج خویش

چند نداری خبر از گنج خویش؟

گنج تو باشد دل آگاه تو

گوهر تو اشک سحرگاه تو

مایهٔ امید مدان غیر را

کعبهٔ حاجات مخوان دیر را

غیر ز دلخواه تو آگاه نیست

زآن که دلی را به دلی راه نیست

خواهش مرهم ز دل ریش کن

هرچه طلب می‌کنی از خویش کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تأمل درونی و خودشناسی می‌پردازد. شاعر با تأکید بر اینکه تمام خواسته‌ها و نیازهای انسان در درون خود او نهفته است، این موضوع را مطرح می‌کند که عافیت و آرامش از بیرون به دست نمی‌آید و تنها از خود فرد ناشی می‌شود. او از خواننده می‌خواهد که با خود همراه شود و به درون خود نگاهی عمیق‌تر بیندازد، زیرا تنها او می‌تواند با غم‌ها و رنج‌هایش مواجه شود. شاعر به غفلت و ناآگاهی انسان‌ها اشاره می‌کند که در پی مصلحت‌اندیشی و کم‌توجهی به خود، از گنجینه‌های درونی خود بی‌خبرند. او مثالی از یک گدا می‌آورد که در ویرانه‌ای زندگی می‌کند و از گنجی که در اختیار دارد بی‌خبر است. در نهایت، شاعر از خواننده می‌خواهد که به جای جستجوی خوشبختی در بیرون، به درون خود توجه کند و از خواسته‌های واقعی خود آگاه شود. او تأکید می‌کند که گنج واقعی در دل انسان‌ها نهفته است و برای رسیدن به آن، باید به خود رجوع کنند.