نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

سوگند رهی معیری

رهی معیری / منظومه‌ها / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

لاله‌رویی بر گل سرخی نگاشت

کز سیه‌چشمان نگیرم دلبری

از لب من کس نیابد بوسه‌ای

وز کف من کس ننوشد ساغری

تا نیفتد پایش اندر بندها

یاد کرد آن تازه گل سوگندها

ناگهان باد صبا دامن‌کشان

سوی سرو و لاله و شمشاد رفت

فارغ از پیمان نگشته نازنین

کز نسیمی برگ گل بر باد رفت

خنده زد گل بر رخ دلبند او

کآن چنان بر باد شد سوگند او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تصویرسازی زیبایی از عشق و جدایی پرداخته است. لاله به زیبایی و دلربایی معشوق اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که دلبری را از چشمان سیاهش دریغ نکند. او همچنین به عدم توانایی دیگران در دستیابی به بوسه یا شراب اشاره می‌کند و به یادآوری سوگندهایی می‌پردازد که در گذشته میان آنها رد و بدل شده است. اما ناگهان باد صبا می‌آید و به پرده‌ای از گیاهان و گل‌ها می‌وزد و نشان می‌دهد که چقدر این سوگندها و ناز و نوازش‌ها زودگذر هستند. در نهایت، گل به دلبندش می‌خندد و می‌فهمد که آن سوگندها با نسیم به باد رفته‌اند.