بهار عشق رهی معیری
رهی معیری / منظومهها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
روانپرور بود خرمبهاری
که گیری پای سروی دست یاری
وگر یاری نداری لالهرخسار
بود یکسان به چشمت لاله و خار
چمن بیهمنشین زندان جان است
صفای بوستان از دوستان است
غمی در سایه جانان نداری
وگر جانان نداری جان نداری
بهار عاشقان رخسار یار است
که هرجا نوگلی باشد بهار است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی زیبایی و شادی بهار و ارتباط آن با عشق و دوستی است. شاعر به ارتباط عاطفی بین انسانها اشاره میکند و میگوید که اگر در زندگی یاری و دوستی نباشد، زیباییها رنگ و بویی نخواهند داشت. بهار و گلهای آن نمادی از عشق و زیبایی هستند و چمن و بوستان بدون دوستان، همچون زندان میمانند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که بهار دلانگیز عاشقان به خاطر حضور یار است و هر جا که دوستی و عشق باشد، بهار وجود دارد.