در ماتم صبحی رهی معیری
رهی معیری / رباعیها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دردا که بهار عیش ما آخر شد
دوران گل از باد فنا آخر شد
شب طی شد و رفت صبحی از محفل ما
افسانه افسانهسرا آخر شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات، شاعر از پایان خوشیها و زیباییهای زندگی سخن میگوید. او lament میکند که فصل بهار و شادیها به سر آمده و دیگر خبری از گل و زیبایی نیست. شب سپری شده و صبحی که به محفل آنها زندگی و نشاط میبخشید، دیگر وجود ندارد. همچنین، اشاره به پایان داستانها و قصهها نیز دارد که به نوعی به پایان خوشیها و زندگی شاد اشاره میکند.