نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

باده‌فروش رهی معیری

رهی معیری / چند تغزل / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بنگر آن ماه‌روی باده‌فروش

غیرت آفتاب و غارت هوش

جام سیمین نهاده بر کف دست

زلف زرین فکنده بر سر دوش

غمزه‌اش راه دل زند که بیا

نرگسش جام می دهد که بنوش

غیر آن نوش‌لب که مستان را

جان و دل پرورد ز چشمهٔ نوش

دیده‌ای آفتاب ماه به دست

دیده‌ای ماه آفتاب‌فروش؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق می‌پردازد، که با چهره‌ای زیبا و ظاهری دلربا همچون ماه در میان باده‌فروشان است. او با زلف‌های طلایی و جامی نقره‌ای در دست، دل‌ها را می‌رباید و با نرگس زیبا و نگاه غمزه‌اش، دعوت به نوشیدن می‌کند. شعر به تضادهایی بین آفتاب و ماه اشاره می‌کند و به زیبایی و خاص بودن معشوق تأکید می‌کند.