قطعهٔ ۳۳ - بزم زهره رهی معیری
رهی معیری / چند قطعه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
تو ای آتشین زهره کز تابناکی
فروزان کنی بزم چرخ کهن را
برون افکنی از پی دلفریبی
از آن نیلگون جامه، سیمینهتن را
به روی تو زان فتنه شد خاطر من
که مانندهای روی معشوق من را
ز روشنگرانت شبی انجمن کن
بیفروز از چهره آن انجمن را
یکی بزم افلاکی و خسروانی
که درخور بود زهره چنگزن را
چو آراستی محفل آسمانی
بخوان سوی بزمت من و ماه من را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستاره زهره (Venus) اشاره میکند و از زیبایی و درخشش آن سخن میگوید. او از زهره میخواهد که با نور و تابش خود، جشن و مراسم کهن را روشن کند و دلهای عاشقان را تحت تأثیر قرار دهد. شاعر همچنین ابراز میدارد که زیبایی زهره او را به یاد معشوقش میاندازد و از آن میخواهد که با نور خود مجلسی زیبا و آسمانی برپا کند. در کل، این شعر شرحی از عشق و زیبایی است که با نمادهایی مانند زهره و جشن آسمانی به تصویر کشیده شده است.