نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ ۴۹ - باور مکن رهی معیری

رهی معیری / چند قطعه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

مار اگر گوید که مورم، بشنو و باور مکن

دیو اگر گوید که حورم، بشنو و باور مکن

گر بگوید روبه افسونگر نیرنگ‌باز

کز فریب و حیله دورم، بشنو و باور مکن

ور بگوید مرده‌خور کفتار، کز بهر ثواب

خادم اهل قبورم بشنو و باور مکن

ور بگوید سنگ‌پشتی بی‌نوا، کز چابکی

پهنه‌پیما، چون ستورم، بشنو و باور مکن

ور دغل‌بازی کند دعوی، که دولت‌خواه تو

در غیاب و در حضورم، بشنو و باور مکن

ور بگوید قاضی مسکین، که در هنگام رأی

دشمن ارباب زورم، بشنو و باور مکن

ور بفرماید وکیلی، در بهارستان، که من

سیر از این دارالغرورم، بشنو و باور مکن

گر وزیری گفت کز تیمار خلق آشفته است

بشنو و باور مکن، زیرا که هذیان گفته است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ما هشدار می‌دهد که به سخنان مکاران و فریبکاران اعتماد نکنیم. شاعر با ذکر مثال‌های مختلف (مار، دیو، روباه و غیره) نشان می‌دهد که حتی اگر آنها قسم بخورند که حقیقت را می‌گویند، نباید حرف‌شان را بپذیریم. او تأکید می‌کند که فریب و حیله همیشه موجود است و حتی کسانی که به نظر می‌رسند در مقام‌های بالا هستند، ممکن است به دنبال منافع خود باشند. در نهایت، شاعر به مخاطب می‌گوید که به هیچ‌یک از این ادعاها اعتماد نکند، زیرا اغلب ناشی از نیرنگ و دروغ است.