نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ ۵۰ - رنج بیهوده رهی معیری

رهی معیری / چند قطعه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خائنین اهل وطن را مایه دردسرند

جمله همچون خار گل باشند و خار بسترند

گوش‌ها را در زمان حق شنیدن پنبه‌اند

چشم‌ها را در مقام راه دیدن نشترند

همچو رهزن هرکه را یابند دور از قافله

از تنش سر می‌برند، از کیسه‌اش زر می‌برند

بی‌جهت بازیچه اغراض اینان گشته‌اند

ساده‌لوحانی که هم خوش‌بین و هم خوش‌باورند

تا که دفع شرشان از بهر ما مشکل شود

دشمنان ما، عموما دوست با یکدیگرند

تا که هی گردد دل دزدان غارتگر قوی

این جماعت حامی هر دزد و هر غارتگرند

محو استقلال این کشور بود امری محال

دشمنان ما درین ره رنج بی‌خود می‌برند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به انتقاد از خائنین و افرادی می‌پردازد که به وطن خیانت می‌کنند و باعث مشکلات و دردسر برای دیگران می‌شوند. این افراد مانند خارهایی هستند که به جای زیبایی، درد و آزار به همراه دارند. نویسنده به توصیف کسانی می‌پردازد که در زمان حق و حقیقت، توان شنیدن و دیدن را از دست می‌دهند. همچنین به نقش مخرب این افراد اشاره می‌کند که مانند رهزن‌ها دیگران را دور از قافله‌ای که هستند، مورد آزار قرار می‌دهند و از آنها بهره‌برداری می‌کنند. او بیان می‌کند که این خائنین باعث مشکلاتی می‌شوند که حل آنها برای مردم دشوار است و در پایان به این نکته اشاره می‌کند که تلاش دشمنان برای از بین بردن استقلال کشور چیزی بیهوده است.