نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ ۵۲ - شور وطن رهی معیری

رهی معیری / چند قطعه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هرکه را بر سر ز سودای وطن افسر بود

هرکجا باشد تنی اهل وطن را سر بود

هرکه از میهن سخن گوید کلامش دلرباست

نغمه‌های بلبل این باغ رنگین‌تر بود

هرکه از نام وطن دارد کلام او نشان

نامش آخر زینت اوراق هر دفتر بود

هرکه بهر زیب و زیور رو نتابد از وطن

چهره مام وطن را زینت و زیور بود

آنکه از راه خیانت سرور جمعی شده است

زان بود ارباب، کان ارباب را نوکر بود

آنکه در هر کار می‌رقصد به ساز اجنبی

تازه گر شیرین برقصد لنگه عنتر بود

مهر میهن، پرتو مردانگی، عزمی قوی

این سه‌تا تنها دوای درد این کشور بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت و ارزش وطن و میهن‌پرستی اشاره می‌کند. او می‌گوید که هرکسی که به وطن عشق داشته باشد، در هرکجا که باشد، به نوعی با آن پیوند دارد. صحبت از میهن، کلامی دلنشین و دل‌رباست، و نام وطن به عنوان زینت‌نامه هر نوشته‌ای مطرح می‌شود. شاعر همچنین به نکوهش خیانت و افراد بی‌میهن می‌پردازد که به ساز بیگانگان می‌رقصند و از زیبایی‌های وطن غافلند. در نهایت تاکید می‌کند که عشق به میهن و مردانگی و اراده قوی، تنها راه حل مشکلات کشور است.