نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ ۶ - موی سپید رهی معیری

رهی معیری / چند قطعه / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

رهی به گونه چون لاله برگ غره مباش

که روزگارش چون شنبلید گرداند

گرت به فر جوانی امیدواری‌هاست

جهان پیر ترا ناامید گرداند

گر از دمیدن موی سپید بر سر خلق

زمانه آیت پیری پدید گرداند

دریغ و درد که مویی نماند بر سر من

که روزگار به پیری سپید گرداند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جوانی اشاره می‌کند و به کسی که مغرور به جوانی خود است، هشدار می‌دهد که مانند لاله نباشد، زیرا روزگار او را به طور ناگهانی مثل جوانی به پیری سوق می‌دهد. او می‌گوید اگرچه ممکن است امید به جوانی داشته باشی، اما زمان به سرعت می‌گذرد و به ناامیدی می‌انجامد. شاعر به موی سپید خود اشاره می‌کند و از اینکه دیگر مویی در سر ندارد، از پیری افسوس می‌خورد. به طور کلی، این شعر به ناپایداری جوانی و گذر زمان می‌پردازد.