قطعهٔ ۸ - پاداش نیکی رهی معیری
رهی معیری / چند قطعه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
من نگویم ترک آیین مروت کن ولی
این فضیلت با تو خلق سفله را دشمن کند
تار و پودش را ز کینتوزی همیخواهند سوخت
هرکه همچون شمع بزم دیگران روشن کند
گفت با صاحبدلی مردی که بهمان در نهفت
قصد دارد تا به تیغت سر جدا از تن کند
نیکمردش گفت باور نایدم این گفته ز آنک
من به او نیکی نکردم تا بدی با من کند
میکنند از دشمنی نادوستان با دوستان
آنچه آتش با گیاه و برق با خرمن کند
دور شو زین مردم نااهل دور از مردمی
دیو گردد هرکه آمیزش به اهریمن کند
منزلت خواهی مکان در کنج تنهایی گزین
گنج گوهر بین که در ویرانهها مسکن کند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات به نکات مهمی درباره رفتار انسانی و روابط میان افراد میپردازد. شاعر میگوید که نباید اصول مروت را ترک کرد، اما این فضیلت ممکن است شما را با افراد پست و بیفضیلت دشمن کند. او به تأثیرات منفی دشمنی و کینهورزی اشاره میکند و به اهمیت نیکی و رفتار خوب در مقابل بدیهای دیگران اشاره میکند. همچنین بر این نکته تأکید میکند که باید از افراد بیاخلاق دوری گزید و فضایی را برای تنهایی و تفکر انتخاب کرد، زیرا در چنین فضایی میتوان گنجهای واقعی و ارزشمند را پیدا کرد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که آمیزش با افرادی که فاسد هستند، به انسان آسیب میزند.