نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قطعهٔ ۱۰ - همت مردانه رهی معیری

رهی معیری / چند قطعه / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در دام حادثات ز کس یاوری مجوی

بگشا گره به همت مشکل‌گشای خویش

سعی طبیب موجب درمان درد نیست

از خود طلب دوای دل مبتلای خویش

بر عزم خویش تکیه کن ار سالک رهی

واماند آن که تکیه کند بر عصای خویش

گفت آهویی به شیر سگی در شکارگاه

چون گرم پویه دیدش اندر قفای خویش

کای خیره‌سر به گرد سمندم نمی‌رسی

رانی و گر چو برق به تک بادپای خویش

چون من پی رهایی خود می‌کنم تلاش

لیکن تو بهر خاطر فرمانروای خویش

با من کجا به پویه برابر شوی از آنک

تو بهر غیر پویی و من از برای خویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به فردی توصیه می‌کند که به جای جستجوی کمک از دیگران، به توانایی‌ها و عزم خود تکیه کند. شاعر تأکید می‌کند که برای حل مشکلات و دردها، باید به دنبال درمان درون خود باشیم و تلاش کنیم. در مثالی از یک آهوی فراری و سگی، نشان می‌دهد که شخصی که به دیگران تکیه می‌کند، نمی‌تواند به هدفش برسد. در نهایت، پیام اصلی این است که فرد باید برای رسیدن به آزادی و موفقیت، به خود تکیه کند و فقط برای خود تلاش کند.