نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۶ - ظفر کرمانی رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان هدایت / فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بخش 1

نام شریف آن جناب میرزا کاظم. خلف الصدق جناب عارف سبحانی میرزا محمدتقی کرمانی که از اکابر محققین بوده و عن قریب مجملی از احوال واقوال او در این کتاب ذکر خواهد شد. وی در شباب، تحصیل علوم متداوله کرده. در حکمت طبیعی که فن موروثی اوست ماهر و قادر است. هم از آغاز جوانی طالب مطالب عرفانی و به خدمت جمعی از اهل حال و ارباب کمال رسیده و معاشرت ایشان را گزیده. همانا به میرزا محمد حسین رونق کرمانی اخلاص داشته. نقش تولایش بر لوح دل نگاشته. از خود آن جناب این معنی اظهار نشد. اما از دیگران شنیده. غرض، در کرمان صحبتش اتفاق افتاد و ابواب مخالطت گشاد. در هنگامی که فقیر در آن شهر مریض بود در علاج نهایت دقت فرمود. الحق حکیم مسیحادم جناب میرزا عبدالعلی طبیب و آن جناب کمال اهتمام نمودند تا رفع مرض فرمودند. سابق بر این در سر کار حاکم آن ولا معزز و مکرم، به امر طبابت مفتخر و از مراحم او بهره ور بوده است. قصاید خوب و غزلیات مرغوب دارد. از اوست:

تو و خار مغیلان زاهدا در طی منزل‌ها

من و راه خرابات و طواف کعبهٔ دل‌ها

غزلیّات

دراین‌منزل‌که‌پرخوف‌است‌مادرخواب‌وهمراهان ز خوف رهزنان بستند پیش از وقت محمل‌ها

و له ایضاً رباعیّات

بخش 17

در فصل گل و عهد شباب ای ساقی

ما را مگذار بی شراب ای ساقی

چون عمر شتاب دارد ازگردش چرخ

در گردش جام کن شتاب ای ساقی

بخش 18

مفتی به تو مدرس و کتاب ارزانی

آصف به تو دفتر و حساب ارزانی

عارف به تو کشف نه حجاب ارزانی

ما را می و معشوق و رباب ارزانی

بخش 19

زاهد هندو ز خال هندوی تو شد

مؤمن کافر ز کفرِ گیسوی تو شد

هر کس که اسیر چشم جادوی تو شد

آخر مقتول تیغ ابروی تو شد

بخش 20

حجاب عقل اگر مانع نباشد

بود آسان به وصل او رسیدن

بخش 21

خواهی نشود محتسب از مستی‌ات آگاه

ای پخته ز هم ساغری خام حذر کن

بخش 22

در صومعهٔ صوفی اوصاف تو می‌خوانند

در محکمهٔ مفتی غوغای تو می‌بینم

از چنگ و نی و مطرب آواز تو می‌آید

در جام و خم ساقی صهبای تو می‌بینم

بخش 23

زاهد آن دوزخ که داری بیم از آن

شعله‌ای از آه آتشبار ماست

بخش 24

کسی که ساغر چون آفتابش از کف دوست

سحر طلوع کند طالعش همایون است

به این امید که سیلم به کوی دوست برد

ز آب چشم کنارم چو رود جیحون است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

میرزا کاظم خلف الصدق، معروف به عارف سبحانی و میرزا محمدتقی کرمانی، یکی از محققین برجسته است که در جوانی به تحصیل علوم مختلف پرداخت و در حکمت طبیعی مهارت یافت. وی به دنبال مطالب عرفانی بوده و با اهل حال و کمال ارتباط داشت. او به میرزا محمد حسین رونق کرمانی ارادت داشت و در کرمان با دیگران ارتباط نزدیکی برقرار کرد. میرزا کاظم به عنوان طبیب نیز شناخته می‌شود و در دوران بیماری خود از درمان‌های او بهره‌مند شد. او شاعری تواناست و غزلیات و رباعیات زیبایی دارد که در اشعارش به موضوعاتی چون عشق، عرفان و نقد زهد می‌پردازد. برخی از اشعار وی به بررسی تمثیل‌های عاشقانه و حالاتی از مستی و شیدایی اشاره دارد و هنرمندانه‌ به توصیف حالاتی که در دسترسی به معشوق و حقیقت وجود پیش می‌آید، پرداخته است. این آثار نشان از عمق تفکر و احساسات او دارد.