بخش ۶۶ - نیاز شیرازی رضاقلی خان هدایت
رضاقلی خان هدایت / فردوس در شرح احوال متأخرین و معاصرین / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بخش 1
اسم شریفش آقا محمدرضا، خلف الصدق جناب شیخ المتأخرین آقا محمد هاشم ذهبی بود و در آغاز شباب از کسب علوم کامیاب گردید و چندی دبیری گزید. بعد ترک نمود و انزوا و آرام قبول فرمود و به عبادات شرعیه قیام و اقدام میکرد و به صحبت احباب به سر میآورد و جمعی از ارباب کمال و اصحاب جلال با وی انیس و جلیس بودند و در باغ و راغ با یکدیگر موافقت و مرافقت مینمودند. الحق در فنون کمالات نظماً و نثراً نهایت ربط داشت و گاهی در اعداد اوقاتی مصروف میکرد. غرض، به حسن خلق و تواضع و لطافت طبع و حدت ذهن و استقامت حال و اخلاق حمیده معروف بود و رشتهٔ مؤالفت فی مابین فقیر و وی مستحکم بود. آخر در سنهٔ ۱۲۳۴ وفات نمود. این چند بیت از اوست:
آواز بود هر دو ولی فرق بسی هست
با نالهٔ جانسوز نی آهنگ جرس را
بخش 8
از دیر و حرم باشدشان روی به مقصد
زاهد ز رهی، پیر خرابات ز راهی
بخش 9
خالی به صدر صومعه دل دید جای او
بنهاد رخ به دیر مغان از قفای او
بخش 10
به کجا رهم به پایان رسد اندرین بیابان
که نه آگهم ز مقصد نه خبر ز راه دارم
بخش 11
چون خضر رهی نیست درین بادیه باید
ناچار به دنبال صدای جرس افتاد
بخش 12
ز یک خشت و گل آخر خانه کردند
چرا این کعبه آن بتخانه کردند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
آقای محمدرضا، معروف به جناب شیخ المتأخرین آقا محمد هاشم ذهبی، در جوانی موفق به کسب علوم شد و مدتی معلمی کرد. سپس به انزوا روی آورد و به عبادت پرداخت. او دوستانی از اهل کمال داشت و در باغ و بوستان با هم رفت و آمد میکردند. او در زمینههای مختلف، به خصوص ادبیات، استعداد خاصی داشت و به خاطر حسن خلق، تواضع و اخلاق نیکو معروف بود. رابطه عمیقی با نویسنده داشت و در سال 1234 فوت کرد. چند بیت شعر از او نیز به جا مانده است که حکایت از اندیشههای عمیق و احساسات او دارد.