نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۶۲ - وحشت بختیاری رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان هدایت / روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بخش 1

اسمش میرزا امام قلی. برادر خلیل خان است که شهر خلیل آباد را بنا نهاده بود. بالاخره به طریقهٔ فقر درآمده. صاحب حال بود. این چند بیت از ایشان است:

ای غم دوست چسان با توتوان برد به سر

که نه در حوصله گنجی و نه ازیاد روی

رباعی

وحشت گره از خاطر خود وانکنی تا دیده به روی دوست بینا نکنی

وله

بخش 7

آن روز قبول درگهِ دوست شوی

کز رد و قبول خلق پروا نکنی

بخش 8

با نفس جهاد کن شجاعت این است

بر خویش امیر شو امارت این است

انگشت به حرف عیب مردم مگذار

مفتاحِ خزاین سعادت این است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

میرزا امام قلی، برادر خلیل خان و بنیان‌گذار شهر خلیل آباد، به طریقه فقر رفته و صاحب حال بوده است. او در اشعار خود به مسائلی چون درد و غم، شجاعت در برابر مشکلات، و پرهیز از عیب‌جویی دیگران پرداخته و بر اهمیت ارتباط با دوست و درک حقیقی آن تأکید کرده است. به طور کلی، اشعار او نمایانگر عمق احساسات و تعالیم عرفانی است که نگاهی به معنای زندگی و ارتباطات انسانی دارند.