بخش ۳۵ - بیدل دهلوی رضاقلی خان هدایت
رضاقلی خان هدایت / روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بخش 1
نام شریفش مولانا عبدالقادر و نظیرش در عهد خود نادر. در آغاز شباب ازملازمت استعفا گزیده و در زاویهٔ خمول خزیده. به ترک و تجرید کوشید و بادهٔ توحید و معرفت نوشید. مرجع اهل کمال و ملجأ ارباب حال. در تحقیق یگانه و در تجرید مسلم اهل زمانه. مثنوی موسوم به محیط اعظم به زبان درویشان به بحر تقارب تخمیناً به قدر سه هزار بیت از ایشان دیده شده و دیوان مبسوطی نیز دارد. وفاتش در سنهٔ ۱۳۰۳ و این ابیات از آن جناب است:
مقصد از هستی ما رنج و غم و آزار بود
ورنه در کنج عدم آسودگی بسیار بود
مِنْغزلیاته
با که گویم ور بگویم کیست تا باور کند کان پریرویی که من دیوانهٔ اویم منم
٭٭٭
بخش 6
آن کس که رموزدان چند و چون است
داند کابلیس از چه ره مطعون است
آری هر کس که حضرت انسان را
مسجود نداند به یقین ملعون است
بخش 7
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
مولانا عبدالقادر، شاعری برجسته و عارف اهل زمانه خود، در آغاز جوانی از زندگی اجتماعی کنارهگیری کرد و به دنبال تجرد و معرفت رفت. او به عنوان مرجعی برای اهل کمال شناخته میشود و مثنویای با عنوان "محیط اعظم" به زبان درویشان دارد که شامل حدود سه هزار بیت است. وی همچنین دیوانی بزرگ دارد و در سال ۱۳۰۳ درگذشت. شعرهای او عاطفی و ژرفاند و به مسایل انسانی و معنوی میپردازد. برخی ابیات از او نشاندهنده کنجکاوی و عمیق بودن نگاه او به حیات و انسانیت است.