بخش ۹۰ - صفی الدین اردبیلی طاب ثراه رضاقلی خان هدایت
رضاقلی خان هدایت / روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
وهُوَ شیخ العارفین و برهان الواصلین القطب الاصفیا فی الآفاق صفی الدین اسحق. نسبت آن جناب به حضرت امام همام امام موسی الکاظم میپیوندد و اجداد عظامش هادیان راه یقین و احفادِ کرامش حامیان دین مبین. آن جناب را در مبادی سلوک اشتیاق صحبت اولیا و اصفیای معاصرین بود و به شوق خدمت ایشان مراحل بسیار پیمود. در شیراز با مشایخ صحبت داشت و به رهنمایی آنها طالب شیخ زاهد گیلانی شد. در ماه صیام به صومعهٔ شیخ رسید. پس از ملاقات ارادت او را گزید و به شرف مصاهرت نیز ممتاز گردید. گویند نسبت ارادت جناب زاهد به دو واسطه به رکن الدین سجاسی میرسد. کرامات و مقامات آن جناب فزون از عهدهٔ حوصلهٔ این کتاب است و حاجت به تحریر ندارد و میرزا محمد تقی کرمانی در بحر الاسرار به چند واسطه نقل کرده که حضرت مولوی معنوی به ظهور شیخ خبر داده است. به هر صورت زیاده بر سی سال به هدایت و ارشاد طالبان اشتغال داشتند و زیاده از صد هزار کس تربیت فرمودند. در سنهٔ ۷۳۵ وفات یافتند. اگرچه سخن منظوم او مشهور نیست، در تذکرهٔ واله این بیت به نام اوست:
آه ازاین ذکرفسرده،چندازین فکر دراز
آههای آتشین و چهرههای زرد کو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شیخ صفی الدین اسحق، عارف بزرگ و از برجستهترین شخصیتهای راهنما در معنویت است که نسب او به امام موسی الکاظم میرسد. او تحت تأثیر اولیا و مشایخ معاصر خود در سلوک معنوی به جستجوی علم و عرفان پرداخت و به شیخ زاهد گیلانی رسید و به ارادت و مصاهرت با او نائل گردید. او بیش از سی سال به هدایت و تربیت بیش از صد هزار نفر مشغول بود و در سال 735 هجری قمری درگذشت. اگرچه اشعارش چندان مشهور نیست، اما در تذکره واله نام او و اشعاری به او نسبت داده شده است.