بخش ۹۶ - طاهر انجدانی علیه الرحمه رضاقلی خان هدایت
رضاقلی خان هدایت / روضهٔ اول در نگارش احوال مشایخ و عارفین / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
بخش 1
اسم شریفش شاه طاهر از سادات عالی درجات انجدان مِنْمحال قم. موطنش کاشان مولدش همدان. جامع علوم صوری و معنوی بود. مدتی در کاشان خلایق را ارشاد مینمود. آخرالامر صاحب غرضان، نسبت طریقهٔ اسماعیلیه به وی داده و سلطان عهد دست ایذا و آزار به وی گشاده. لهذا سیّد عنان عزیمت به وادی هزیمت معطوف و به هندوستان رفته. در دکن مشعوف توطن گزید و سلطان نظام شاه ارادت وی را گزید و طریقهٔ حقّهٔ دین مبین اثناعشری در آن مملکت رواج یافت. هم در آن مملکت در سنهٔ ۹۵۶ به روضهٔ رضوان شتافت. جسدش را حسب الوصیت وی به عتبات عالیات برده، سپردند. غرض، آن جناب صاحب اشعار متین و این چند بیت ازنتایج طبع آن جناب است:
نظر کن به تاریخ شاهان پیشین
که رفتند زین دیر دیرین محافل
مِنْنصایح و مواعظه
کجا شد فریدون فرخنده سیرت کجا رفت کیخسروآن شاه عادل
روان است پیوسته از شهر هستی
به ملک عدم از پیِ هم قوافل
همان گیر کز فیضِ فضلِ الهی
شدی بهرهمند از فنون و فضائل
به کلک بدیع البیانِ معانی
در اقسام حکمت نوشتی رسائل
زدی تکیه بر مسندِ فضل ودانش
نهادند نام تو صدرالافاضل
چه حاصل که از صوبِ تحقیق درپی
به نزدیک دانا به چندین مراحل
٭٭٭
٭٭٭
٭٭٭
٭٭٭
رباعی
هرگز قدمی به خوشدلی ننهادیم هرگز نفسی به شادکامی نزدیم
بخش 18
آنیم که کوس نیکنامی نزدیم
چون بی خردان دم از تمامی نزدیم
بخش 19
ماییم که هرگز دم بی غم نزدیم
خوردیم بسی خون دل و دم نزدیم
بی شعلهٔ آه لب ز هم نگشودیم
بی قطرهٔ اشک چشم بر هم نزدیم
بخش 20
گر کسب کمال میکنی میگذرد
ور فکر محال میکنی میگذرد
دنیا همه سر به سر خیال است خیال
هر نوع خیال میکنی میگذرد
بخش 21
در دهر کسی که عشق را شاید نیست
یاری که ازو دلی برآساید نیست
صدگونه ملامت که نمیباید هست
یک لحظه فراغتی که میباید نیست
بخش 22
در غم اولذّتِ عیش از دل ناشاد رفت
خو به غم کردیم چندانی که عیش از یادرفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاه طاهر، از سادات بزرگ و اهل علم، متولد همدان و ساکن کاشان بود. او در کاشان به ارشاد مردم مشغول بود ولی به دلیل نسبت ناروایی که به طریقه اسماعیلیه دادند، به هند رفت و در دکن ساکن شد. او مورد توجه سلطان نظام شاه قرار گرفت و مذهب اثناعشری را در آنجا ترویج کرد. شاه طاهر در سنه ۹۵۶ به دیار باقی شتافت و جسدش طبق وصیتش به عتبات عالیات منتقل شد. او شاعر نیز بود و اشعار عمیق و زیبا از خود به جا گذاشت. اشعار او شامل مواعظ و نکات حکمتآمیز است که بر مرور زمان تأکید دارد و میگوید که دنیا فقط خیال است و هر چیزی میگذرد. او بیان میکند که ما باید در زندگی به دنبال نام نیک باشیم و با خوشدلی قدم برداریم.