نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷ - اثیر اخسیکتی رضاقلی خان هدایت

رضاقلی خان هدایت / روضهٔ دوم در ذکر فضلا و محقّقین حکما / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بخش 1

فاضلی آگاه و سخنوری صاحب جاه. اخسیکت از ولایت فرغانهٔ، ماوراءالنهر است. مدت‌ها در بلخ و هرات تحصیل نمود و چندی در آذربایجان بوده، مداحی اتابک ایلدکز می‌کرد. آخر دستِ ارادت به حضرت شیخ نجم الدین کبری داد و در حلقهٔ اهل سلوک و سیر قدم نهاد. عارف معارف لاهوتی و سالک مسالک ملکوتی گشت. در سنهٔ ۵۵۷ در خلخال درگذشت.

آن را که چار بالش عزت میسر است

گو پنج نوبه زن که شهِ هفت کشور است

بر شطِّ حادثات برون آید از لباس

کاول برهنگی است که شرط شناور است

٭٭٭

٭٭٭

٭٭٭

٭٭٭

رباعی

بخش 12

گه طعمهٔ مور اژدهایی سازی

گه از پر پشه‌‌ای همایی سازی

درهم شکنی کاسهٔ صد کسری را

تا دستهٔ کوزهٔ گدایی سازی

بخش 13

چهار چیز که اصل فراغتست و منال

نیرزد آن به چهار دگر در آخر حال

گنه به شرم ملامت، عمل به خجلتِ عزل

بقا به تلخیِ مرگ و طمع به ذُلِّ سؤال

بخش 14

سوزیست مرا در دل اما نه چنان سوزی

سوزی که وجود من بر باد دهد روزی

بخش 15

از غایت حسن تو وز غیرت چشمِ خود

پیدات نمی‌یابم پنهانت نمی‌بینم

گرچه ز تو می‌گویم در گفت نمی‌آیی

ورچه به تو می‌بینم چون جانت نمی‌بینم

بخش 16

شادم به غم تو گرچه شادی

در مذهب عاشقان حرام است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

فاضلی آگاه و سخنوری به نام اخسیکت از ولایت فرغانه در ماوراءالنهر زندگی می‌کرد. او پس از تحصیل در بلخ و هرات به مداحی اتابک ایلدکز پرداخت و سپس به حلقه اهل سلوک و عرفان پیوست تحت ارشاد حضرت شیخ نجم الدین کبری قرار گرفت. او در سال ۵۵۷ در شهر خلخال درگذشت. شعرهای او به عواطف و حالات انسانی پرداخته و مضامینی همچون عشق، کمال، و غم را به تصویر می‌کشند. در یکی از اشعارش می‌گوید که او به غم محبوبش شاد است، و در شعری دیگر به زیباترین جنبه‌های عشق و دوری از معشوق اشاره می‌کند. او همچنین به موضوعات عمیق‌تری از جمله مرگ و فراخوری اشاره می‌کند و تاکید می‌کند که چهار چیز اصلی زندگی در نهایت به تلخی ختم می‌شود. در نهایت، او با اشاره به وضعیت‌های اجتماعی و انسانی، در شعر خود تضادهای زندگی را به تصویر می‌کشد.